ميرزا حسن حسينى فسايى

1230

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

بر مبذر 1000 من بذر گندم كشيده ، انواع درختها را در آن كاشته‌اند و اكنون بيشتر آنها خشكيده ، قطع شده ، در جاى آنها زراعت كنند . بخفت قمرى و ناله نمىكند به سحر * برفت بلبل و دستان نمىزند به صفير همان درخت كه بودى چو قبهء مينا * همان زمين كه نمودى چو سبز رنگ حرير نمانده هيچ از آن و صفها ز كم و ز بيش * نمانده هيچ از آن حله‌ها قليل و كثير و حصارش بىتعمير باقى است ، در جنب صبوى اين باغ ، پارچه كوهى به بلندى سى ذرع بيشتر [ و ] به درازاى صد و پنجاه ذرع [ و ] به پهناى صد ذرع [ و ] به مسافت صد گام از كوه جدا شده ، در سال 480 اتابك قراچه والى مملكت فارس ، بر پشتهء اين پارچه كوه ، عمارتى ملوكانه ساخته ، نامش را تخت قراچه گذاشت و جدولى از نهر اعظم شيراز جدا كرده ، از دامنهء كوه شمالى شيراز در برابر اين پشته رسانيده ، شتر گلوئى را از زيرزمين گذرانيده ، داخل اين عمارت نموده ، حوض و باغچه آن را آب داد و بعد از سالها خراب گشته جز نامى از آن باقى نبود و در سال 1208 به فرمان خديو زمان ، شاهنشاه قهار ، حضرت آقا محمد خان قاجار طاب ثراه ، بقاياى عمارت باغ تخت در حال حاضر